خوشحالم كه تفكر از دست دادن دستهاي مردانه ات حالم را بد ميكند و نميتوانم وانمود كنم از همه مردها بدم مي آيد.
خوشحالم كه تو منحصربفرد مني. بهانه ي ادامه دادن نفسهام و بريدن از آدمهاي گذشته ي ملال آور...
برچسب:
نویسنده: مهراد مقدم
برچسب:
نویسنده: مهراد مقدم
تصور دستهام دور گردنت... هرچه قدر مردانه باشد، باشد.
تصور فشار ناشي از تنفر، تعصب بر باد رفته ي يك دختر چموش نا آرام
تصور چشمهات وقتي روي آئينه ديگر بخار تنفست نباشد...
برچسب:
نویسنده: مهراد مقدم
برچسب:
نویسنده: مهراد مقدم